حجتسعادتمند
بازگشت

چارچوب در حال تکامل من

ساختار سوم


فاصلهٔ وعدهٔ برند و توان واقعی کسب‌وکار.

هر کسب‌وکار معمولاً دو مسئلهٔ اصلی دارد.

اول، انتخاب شدن؛ یعنی برند، مارکتینگ، جایگاه و ارتباط با بازار.

دوم، تجربه شدن؛ یعنی محصول، خدمات و تجربه‌ای که مشتری از کسب‌وکار دارد.

اما یک بخش مهم بین این دو هست: آیا خود کسب‌وکار توان اجرای این وعده‌ها را دارد؟

اینجاست که «ساختار سوم» شکل می‌گیرد.

ساختار سوم روی بخش‌هایی کار می‌کند که پشت کسب‌وکار قرار دارند: فرایندها، داده، نرم‌افزار، اتوماسیون، هوش مصنوعی و سیستم‌های داخلی.

هدف این است که چیزی که برند وعده می‌دهد فقط در تبلیغات نماند؛ واقعاً در ساختار کسب‌وکار قابل اجرا باشد.

ساختار سوم فاصلهٔ بین وعدهٔ برند و توان واقعی کسب‌وکار را پر می‌کند.

اما لازم نیست کسب‌وکار از قبل برند یا مارکتینگ مشخصی داشته باشد.

ساختار سوم می‌تواند از خود کسب‌وکار شروع کند؛ از داده‌ها، رفتار مشتری، فرایندها، فروش، محصول و اتفاق‌هایی که هر روز در مجموعه می‌افتد.

این اطلاعات کمک می‌کنند بفهمیم کسب‌وکار واقعاً چه ارزشی دارد، مشتری چرا آن را انتخاب می‌کند، چه چیزی در تجربه باید بهتر شود، و برند باید حول چه چیزی شکل بگیرد.

یعنی ساختار سوم فقط برای اجرای برند نیست؛ می‌تواند به ساختن خود برند و مارکتینگ هم کمک کند.

با این تفاوت که این‌بار تصمیم‌ها فقط بر اساس حدس و سلیقه نیستند؛ بر اساس داده، رفتار واقعی مشتری و واقعیت خود کسب‌وکار شکل می‌گیرند.

در نتیجه سه بخش کنار هم ساخته می‌شوند: آنچه کسب‌وکار هست، آنچه از آن دیده می‌شود، و آنچه مشتری تجربه می‌کند.

  • ۰۱آنچه هستواقعیت کسب‌وکارکسب‌وکار واقعاً چه ارزشی دارد؟
  • ۰۲آنچه دیده می‌شودبرند و بازارچرا مشتری ما را انتخاب می‌کند؟
  • ۰۳آنچه تجربه می‌شودمحصول و تجربهمشتری واقعاً چه تجربه‌ای دارد؟

سیستم‌های هوشمند

داده، نرم‌افزار، اتوماسیون و سیستم‌های هوشمند پشت وعدهٔ برند می‌ایستند.

DATAAILEARNINGAUTOMATION

۰۱آنچه هست

واقعیت کسب‌وکار

کسب‌وکار واقعاً چه ارزشی دارد؟

از داده، فرایند، فروش، محصول و رفتار مشتری شروع می‌شود؛ همان چیزهایی که هر روز در مجموعه اتفاق می‌افتد.

  • داده و رفتار واقعی مشتری
  • فرایندها و فروش
  • محصول و اتفاق‌های روزمره
  • ارزش واقعی کسب‌وکار
۰۲آنچه دیده می‌شود

برند و بازار

چرا مشتری ما را انتخاب می‌کند؟

برند و مارکتینگ لازم نیست از قبل کامل باشند؛ می‌توانند حول واقعیت کسب‌وکار شکل بگیرند، نه فقط حدس و سلیقه.

  • برند و جایگاه
  • مارکتینگ و ارتباط با بازار
  • وعدهٔ مبتنی بر واقعیت
  • تصمیم‌گیری بر اساس داده
۰۳آنچه تجربه می‌شود

محصول و تجربه

مشتری واقعاً چه تجربه‌ای دارد؟

تجربه جایی است که وعده باید قابل لمس شود؛ و جایی که می‌فهمیم چه چیزی باید بهتر شود.

  • محصول و خدمات
  • تجربهٔ مشتری
  • نقاط بهبود تجربه
  • هم‌خوانی وعده و واقعیت

سیستم‌های هوشمند

داده، نرم‌افزار، اتوماسیون و سیستم‌های هوشمند پشت وعدهٔ برند می‌ایستند.

این لایه کمک می‌کند تصمیم‌ها از حدس فاصله بگیرند و روی داده، رفتار مشتری و واقعیت کسب‌وکار بایستند.

DATAAILEARNINGAUTOMATION

  • خواندن داده و رفتار واقعی مشتری
  • اتوماسیون فرایندهایی که وعده را زمین می‌زنند
  • یادگیری پیوسته از فروش، محصول و تجربه
  • ساخت سیستم‌هایی که برند و تجربه را پشتیبانی می‌کنند

چرا ساختار سوم

ساختار سوم فاصلهٔ بین وعدهٔ برند و توان واقعی کسب‌وکار را پر می‌کند؛ و اگر لازم باشد، خود برند و مارکتینگ را هم از واقعیت کسب‌وکار می‌سازد.